تبليغاتX
دست نوشته های دلشکسته

دست نوشته های دلشکسته

حس بدیه!

اینکه از خودت بدت بیاد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 0:40  توسط نیلوفر  | 

امشب نور ماه به درون اتاقم رخنه کرده است

  و همراه خود یادتورا برایم آورده است

یاد شبی را که زیر نور ماه

دست در دست هم قدم میزدیم

و بی توجه به آدم ها

قهقهه سرمی دادیم

یاد دوستت دارم های آن شب بخیر

یاد بوسه های پنهانی آن شب مهتابی بخیر

"یادت بخیر"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آبان1390ساعت 0:57  توسط نیلوفر  | 

آشفته و دلتنگ...


+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آبان1390ساعت 17:58  توسط نیلوفر 

انگار هر چی تلاش میکنی واسه فراموش کردن چیزایی که عین خوره افتاده به جونت بی فایده س!

یه جورایی تلاش مضاعفه!

انگار هرکاری میکنی تااوضاع بهتر و قشنگ تر شه ،بدتر گند میزنی تو همه چیز!

مثل من!

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 0:38  توسط نیلوفر  |